( نجوایی با خویشتن)
«به جای مقدمه»
نمی دانم که از کجا و چگونه این ماجرا را آغاز کنم. فقط یکبار بود، نه بیشتر. نمی دانم کجا بود و کی. فکر میکنم هیچ جائی از مکان و زمان نبود.
فقط یکبار بود که او را دیدم.
نمیدانم چگونه بگویم که دلتان پاک بسوزد. نمیدانم چگونه وصف جمالش کنم، که عقلتان پاک ببازد و جانتان تازه گردد.
نمی دانم به چه صورت دیدمش:
آنی در صورت طفل شیر خواره ای،
آنی در صورت صنم زیبا و پری روئی،
و آنی در صورت پیر زالی، به پیری هزاران هزار سال، به پیری آدم،
و آنی به صورت «من»
و آنی هیچ نبود و جز من کسی نبود.
#نسخه الکترونیکی کمک در کاهش تولید کاغذست. #اگر_مالک_یا_ناشر_فایل_هستید، با ثبت نام در سایت محصول را به سبدکاربری خود منتقل و درآمدفروش آن را دریافت نمایید.
تعداد مشاهده: 45 مشاهده
فرمت محصول دانلودی:.pdf
تعداد صفحات: 63
حجم محصول:241 کیلوبایت
کد کاربری 14926سایر فایل ها